|
بیا تو جییگر
|
||
|
|
||
|
درباره وبلاگ
فهرست اصلی دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيزاعتقاد دارم يكي خدا وديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري خوشبختي تو من اين دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو وديگري برای با تو موندن تا...
آسمون به ماه ميگه: عشق يعني چي؟ ماه ميگه :يعني اومدن دوبارهي تو...، ماه ميگه؟ تو بگو عشق يعني چي؟ آسمون ميگه : انتظار ديدن تو ...
به قلم : پرستو در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 16:23 موضوع: | +
هفت شهر عشق عبارتنداز:شهر اول: نگاه و دلربایی...شهر دوم: دیدار و آشنایی...شهر سوم: روزهای شیرین و طلایی...شهر چهارم: بهانه فکر جدایی...شهر پنجم: بی وفایی...شهر ششم: دوری و بی اعتنایی...شهر هفتم: اشک آه تنهایی
به قلم : پرستو در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 16:11 موضوع: | +
فرياد من از داغ توست ...... بيهوده خاموشم مکن حالا که يادت ميکنم ...... ديگر فراموشم مکن همرنگ دريا کن مرا ...... يکبار معنا کن مرا
روي تخته سنگي نوشته بود: اگر جواني عاشق شد چه كند؟ من هم زير آن نوشتم : بايد صبر كند .براي بار دوم كه از آنجا گذر كردم زير نوشته من كسي نوشته بود : اگر صبر نداشته باشد چه كند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم : بميرد بهتر است. براي بار سوم كه از آنجا عبور مي كردم ، اتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما... زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...!!!
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:46 موضوع: | +
یار با ما بی وفایی میکند شمع جانم را بکشت آن بی وفا ..
میکند با خویش خود بیگانگی ..جو فروشست ،آن نگارسنگدل ..
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:39 موضوع: | +
دفتر عشـــق كه بسته شـد ديـدم منــم تــموم شــــــــــ ــــــــــدمخونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم دوسـت ندارم چشماي مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــو آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو ازاون كه عاشقــــت بود بشنو اين التماسرو ــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ ـــــــــــ ـــــــ
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:35 موضوع: | +
یکی بود یکی نبود ، یه غریب اشنا دل جونمو ربود اینجوری نگام نکن گل یاس مهربون اون غریبه خودتی تا ابد پیشم بمون
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:31 موضوع: | +
کاش می شد تو جنگلا،یه کلبه داشتیم من و تو زمین و شخم می زدیم ،دونه می کاشتیم من تو خودمون خونه می ساختیم ،دستامون گلی می شد آهن و بتن نبود،دیوارا،کاگلی میشد وقتی هیزم می آوردم تو میشستی رو به روم می چکید نم نم بارون رو درختا روی بوم آتیش کلبه به را بود ،دیگه سردت نمی شد غم نون زانو می زد،حریف مردت نمی شد کاش رو کول آدما خورجینی از غصه نبود عشق آدما به هم فقط توی قصه نبود کاشکی رو سر گلا منت باغبون نبود واسه امنیت شهر ،گزمه و پاسبون نبود
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:19 موضوع: | +
خیلی سخته که یه گل سرخ بخونه از بی وفایی خیلی سخته واسه عشقش بگه از رسم جدایی خیلی سخته که یه بلبل نخونه واست همیشه خیلی سخته که تو شادی غم تو بغل بگیری خیلی سخته بی وفایی بشه واست یه عادت خیلی سخته پای عاشقی نمونی ولی از عشقش بخونی خیلی سخته تو شبای بارونی تو خو نه تنها بمونی خیلی سخته که تو بارون چتر باشه همیشه دستت خیلی سخته تو خیالت بمونی تنها همیشه خیلی سخته که بهارو ببینی از پشت شیشه خیلی سخته شعر تنهایی نخونی ولی تا اخر تنها
چند کلمه حرف حساب با بی وفایی ...هيچکس رو اميدوار نکنيم بعد يکدفعه رهاش کنيم چون خرد ميشه ميشکنه و آهسته ميميره . قلبمون رو هميشه لطيف نگه داريم تا کسي که به ما تکيه کرده سرش درد نگيره . قولي رو که به کسي ميديم عمل کنيم . هيچوقت کسي رو بيشتر از چند روز چشم به راه نذاريم چون امکان داره زياد نتونه طاقت بياره . اگه کسي دوستمون داشت بهش نگيم برو نميخوام ببينمت چون زندگيش رو ازش ميگيريم ...
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:7 موضوع: | +
کاش می دانستی زندگی با همه دست خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن نیست اضطراب و هوس دیدن و نادیدن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی جنبش و جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشا گر اغاز حیات تا جائیکه خدا داند
به قلم : پرستو در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:0 موضوع: | +
آلبوم جدید و زیبای Fergie به نام The Dutchess
به قلم : پرستو در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386 ساعت 14:10 موضوع: | +
اگه اون يه روز بره ديگه مونسم نشه! توي جاده هاي عشق با دلم همراه نشه! نكنه سر قرار مثل اون وقت ها نياد! نكنه گرمي دستاش ديگه تو دست هاي خسته من نياد! اين منم دختر غم..........دختر خون.........
به قلم : پرستو در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:36 موضوع: | +
They say in heaven are beautiful lovers
گويند بهشت و حور عين خواهد بود و انجا می و شير و انگبين خواهد بود گر ما می و معشوق گزيديم چه باک؟ چون عاقبت کار چنين خواهد بود
به قلم : پرستو در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 0:28 موضوع: | +
گرچه عمری است غریبانه فراموش توام بازمشتاق تووگرمی آغوش توام باورم نیست که بیگانه شدی بامن ومن همچویک خاطره ی کهنه فراموش توام حسرتی گربدلم هست همان دیدن توست من پرستوی خزان دیده وخاموش توام
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 2:18 موضوع: | +
توی آینه حقیقت من گذشته هامو دیدم توی سرزمین غربت من به عشق تو رسیدم باورش برام محاله که منو به شب سپردی توی روزگار حسرت سهمی از دلم نبردی من به دنبال دل تو تو به دنبال یه جاده که بری بسوی فردا تو گذشتی خیلی ساده چه گذشتی که منو برد به فراسوی یه حسرت غصه آشنای من شد من شدم اسیر غربت غصه ی تنهایی ما همه تقصیر غروره دیگه اون عشق صمیمی از من و تو خیلی دوره فرصت بودن من رفت نه تو موندی نه غرورم همه لحظه هام پر از غم من یه فصل بی عبورم نمی خوام دوباره برات ناله سر بدم...اما دوباره این قصه جدایی تکرار می شه...دلم برات تنگه...امیدم به اینه که بر می گردم...اما اگه بر نگشتم؟... دوست دارم...همین...
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 2:16 موضوع: | +
((بي معرفت)) جز با تو دل را عاشق فردي نكردم با هيچكس غير از تو همدردي نكردم باچهره گرم و بهارين تو اي گل چون سيلي باد خزان سردي نكردم كنج اتاق شعر با يادت نشستم در كوچههاي هرزه ولگردي نكردم گفتي به ناز و عشوه:« مارا بوسه اي كن» لب را جلو يك لحظه آوردي نكردم ؟ با آنكه آزردي دلم را و شكستي آن بي وفائيها كه ميكردي نكردم تندي نمودي و جفا كردي و رفتي بيمعرفت! من با تو نامردي نكردم
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 2:7 موضوع: | +
کوله بار آرزوهات روی دوشت تا کجاها رفتی با پای پیاده رفتی و به هر چی خواستی نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده دل به هر کی دادی از سادگی دادی زندگیتو پای دلدادگی دادی هر جا که دیدی چراغی پر فروغه تا بهش رسیدی فهمیدی دروغه عاشق و خسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سر و سامون دل زخمی دل تنها و تکیده دل گریون من و هی دل گریون
اگر روزي به تو گفتم دلم تنگ است بدان كه دل به من اصرار كرد كه ديگر طاقت دوري ندارم. اگر روزي به تو گفتم كه من مردم از عشق تو بدان كه مرگ به من گفته كه غير از من نيست راهي براي تو. نيستي كنارم كه ببيني چگونه فرياد مي كشم که آيا اين بود سزاي عاشقي چون من ؟
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 1:56 موضوع: | +
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 1:26 موضوع: | +
واسه یه بارم که شده گوش کن فقط یه لحظه
میخوام بگم جدا بودن از تو طرفه محظه نگو وجوده من واست عین علفه هرزه نزار از سرمای نبودنت تنم بلرزه کناره تو بودن هیچ وقت نبود طرفه وقته این یه نیازه و رو اون قلبه خیلی سخته هیچکی نمیتونه بگه این یه هوسه محظه نمیخوام اونروزو که دستمو ندم به دستت نگو تنهایی بده چون این حرفو خدایی نزن من تنهایی رو میخوام چون میاد از جدایی بدم من تنهایی رو میخوام چون میاد از جدایی بدم من تنهایی رو میخوام چون میاد از جدایی بدم من تنهایی رو میخوام چون میاد از جدایی بدم من تنهایی رو میخوام چون میاد از جدایی بدم کلی حرف برات دارم ولی... فکر میکنم اینجوری و اینجا جاش نیست چون حرفای دلم ماله دله خودته
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 0:50 موضوع: | +
من برای تو مینویسم هنوز از اینوره دیوار
هر جای گریه که هستی خاطره هاتو نگه دار نمیدونم از کجا شروع کنم خوب میشه گفت روزا تکراری شدن خیلی دارم اذیت میشم ولی کاریش نمیشه کرد کاش میدونستم چه اتفاقایی قراره بیوفته *********************** اگه این کتابه سرنوشت یه روز نوشتنش با من بود الان اینجا کنارم نشسته بود **************************** یه قول و قراری با هم گذاشته بودیم نمیخوام بزنم زیرش اونی که لافه عاشقی رو میزد یه روز تنهام گذاشت . . . خیلی سوال تو سرم دارم دلش ماله کیه ؟ چه کاره اشتباهی کردم ؟ کسی هست دوستم داشته باشه نتونه بگه ؟ نتونه کاری کنه ؟ اگه هست کجاس ؟ اسمش چیه ؟ حالا من موندم و یه دنیا و ۳ نقطه ... I have a meal when I cry dead calm غذا ميخورم زماني که به آرامي و با سکوت گريه ميکنم Home: I give melancholy خانه...من افسرده ام... Room: of alloyed grief اتاق...دارای غمي هميشگي...
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 0:40 موضوع: | +
از وقتيکه تو رفتی .. دلم چه گوشه گيره
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 0:34 موضوع: | +
ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم واسه تو یه عمر اسیر تو کنجه این خونه بودیم ما که رفتیم ولی این رسمه وفداری نبود قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشقه جدید میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید ما که رفتیم ولی مزده دستای ما این نبود دله ما لایقه اینکه بندازیش زمین نبود ما که رفتیم ولی کن قدرتو دونسته بودیم بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم ما که رفتیم ولی دل ندادیم به عشقه کاغذی لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی
به قلم : پرستو در شنبه یکم اردیبهشت 1386 ساعت 0:29 موضوع: | +
to love زندگي كنم تا عشق بورزم I have to slleh عشق بورزم تا بسوزم I sullen to died بسوزم تا بميرم
به قلم : پرستو در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ساعت 13:29 موضوع: | + |
|
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||